متغيرهاي رفتاري اخوان المسلمين
اخوانالمسلمين يک جنبش فراملي اسلامگراست که در بسياري از کشورهاي عربي به عنوان يکي از جريانهاي اصلي به شمار ميرود. اخوانالمسلمين قديميترين و بزرگترين گروه سياسي اسلامي است که در سال 1928 ميلادي در شهر اسماعيليه مصر به رهبري حسن البنا بنيان گذاشته شد و سپس فعاليت خود را به ديگر کشورهاي عربي و اسلامي گسترش داد. اين نهضت به تاثير از انديشههاي سيد جمالالدين اسدآبادي و در پاسخ به انحطاط داخلي مسلمانان و سلطه بيگانگان بر کشورهاي اسلامي به ويژه بر کشور مصر پديد آمد. پس از ترور حسنالبنا، به تدريج تحولي در جنبش اخوان المسلمين صورت گرفت که عبارت بود از جايگزيني راههاي مسالمتآميز به جاي مبارزه مسلحانه عليه رژيم و سلطه بيگانگان. اين اقدام که در پي نااميدي از موثر بودن راهحل نظامي برگزيده شد، از محبوبيت و کارآيي اخوان کاست و گروه هاي جديد اسلامي مانند جهاد اسلامي مصر که اغلب متاثر از اخوانالمسلمين بودند، اما بر مبارزه نظامي پاي ميفشارند، پا به ميدان گذاشتند.
با اين وصف تاثير عميقي که جنبش اخوانالمسلمين در روند مبارزات مردم مصر و جهان اسلام داشته است غيرقابل انکار است. به طوري که اين جنبش توانست در جريان بيداري اسلامي به کمک انقلابيون بيايد و بعد از پيروزي در کشورهاي مصر، تونس و ليبي يکي از گزينههاي مطرح براي کسب قدرت باشد. اخوانالمسلمين مانند بسياري از گروهها و جنبشها متغيرهاي رفتارياي دارد که بعد از اينکه در دستگاه قدرت قرار ميگيرد تعيينکنندهتر ميشود و الزاما تاثير بيشتري نيز از اين متغيرها ميپذيرد. اولين موردي که اخوانالمسلمين از همان ابتداي تاسيس با آن مواجه بوده است. مساله خليفه و سلطان و ارتباط با آن است. اينکه جنبش بعد از به قدرت رسيدن چه نوع نظام سياسياي را براي خود انتخاب ميکند. آيا همچنان مانند عربستان به دنبال خليفه و پادشاه در کشور است يا قصد دارد که اسلام سياسي را مانند ايران پياده کند و يا به مدل ترکيه رجوع ميکند و از اسلام تنها جنبه مدني و اجتماعياش را به کار ميگيرد. به هر روي شکل نظام سياسي متغيري است که اخوانالمسلمين بايد در مورد آن تصميمگيري کند. دومين مورد مساله مليگرايي و مشخص کردن مرزهاي ملي کشورهايي است که اخوانالمسلمين در آنها قدرت گرفته است. اينکه اين گروه مرزهاي خود را محدود به مرزهاي ملي کشور خود ميدانند يا به دنبال مليگرايي عربي هستند و يا اينکه داعيه اصلاحاسلام و سرزمينهاي اسلامي را دارند، همه اينها متغيرهايي است که بر رفتار اين گروه تاثير ميگذارد.
رفتار اخوانالمسلمين در مورد گروههاي سلفي و گروههاي جهادي مانند جهاد اسلامي مصر و گروههاي تندرو نيز مسئلهاي است که دغدغه رهبران اين جنبش به حساب ميآيد. از آنجايي که اين جنبش مشي حرکتي خود را به حرکتهاي مسالمتآميز و آرام در جهت رسيدن به اهداف تغيير داده است، رفتار اين جنبش با گروههاي تندرو يکي از متغيرهاي اصلي پيشرو اين جنبش است. مسئله بعدي رفتار اين جنبش با شيعيان عراق، ايران و لبنان و شکل سياست خارجي با کشورهاي شيعي است. روابط دوستانه و حسنه، قطع روابط يا روابط راکد و بيتحرک نوع روابطي است که اخوانالمسلمين ميتواند در قبال اين کشورها داشته باشد. وبالتبع هر کدام از اشکال رابطه، تاثيري عميق بر سرنوشت اين جنبش خواهد داشت.
قضيه فلسطين و نوع رابطه با اسرائيل نيز از جمله متغيرهايي است که رفتار بسياري از کشورهاي عربي را تحتالشعاع قرار داده است و هميشه متغيري تعيين کننده در رابطه کشورهاي عربي با يکديگر است. شکل اقتصاد و سياستهاي اقتصادي در نظر جنبش نيز ميتواند يکي از متغيرهاي رفتاري تعيين کننده باشد. سياستگذاري اقتصادي که براي پيشبرد اهداف در نظر ميگيرند نيز عاملي تعيينکننده و مسئلهاي مهم براي تعيين خطمشي جنبش است. همچنين وجود جريانهاي سکولار هميشه متغيري تعيين کننده در رفتار و سياستهاي جريانهاي اسلامگرا خواهد بود. نوع و شکل رفتار گروههاي اخوانالمسلمين با اين جريانها مسئلهاي است که اين جنبش بايد براي آن تصميمگيري کند. به هر حال گروههاي اخوانالمسلمين بعد از به قدرت رسيدن در کشورهاي عربي واقعيتهايي پيش رو دارند که دير يا زود بايد جايگاه خود را در برابر آنها مشخص کنند. رابطه با غرب و آمريکا به علت وابستگي نظامي و مالي، واکنش در برابر تحولات منطقه و شکل به واقعيت رساندن تعبيري که از اسلام دارند، اخوانالمسلمين را در موقعيتي قرار داده است که نميتواند تاثير متغيرهاي رفتاري و نوع رابطه با آن را ناديده بگيرد و بايد سياستهاي خود را در قبال آنها مشخص کند.