اهمیت خلاقیت در انتخاب موضوع پژوهش
لیزنا، دکتر یزدان منصوریان، عضو هیأت علمی گروه علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تربیت معلم تهران: یکی از دغدغههای دانشجویان تحصیلات تکمیلی انتخاب موضوع پژوهش برای نگارش پایاننامه است. این انتخاب تصمیمی مهم و سرنوشتساز است. چرا که میزان موفقیت دانشجویان این مقاطع به نحو قابل توجهی به این انتخاب بستگی دارد. آنان معمولاً در جستجوی موضوعات تازه و اصیل برای پژوهش خود هستند و از تکراری بودن موضوع تحقیق خود نگرانند. این نگرانی زمانی بیشتر میشود که دربارهی تقریباً هر موضوع که جستجو میکنند خود را با دهها یا صدها اثر منتشر شده مواجه میبینند. گویی درباره همه چیز قبلاً تحقیق شده است و دیگر موضوع تازهای باقی نمانده است. استادان راهنما نیز تمایلی به هدایت موضوعات تکراری ندارند و آنان را به پیشنهاد موضوعات اصیل و جدید تشویق میکنند. اگر موضوعی بسیار جدید و بدیع نیز به ذهنشان برسد آنگاه نگران چگونگی انجام آن و عدم وجود پیشینه پژوهش خواهند بود. نتیجه این وضعیت هفتهها و گاه ماهها سرگردانی برای انتخاب موضوع است. چرا که دانشجو خود را در طیفی از موضوعات گرفتار میبیند که در یک سوی آن مباحث تکراری اما با سابقهی غنی پژوهشی است و در سوی دیگر آن موضوعات جدیدی که پرداختن به آنها با دشواریهای پیشبینی نشده همراه خواهد بود.
یادداشت حاضر تلاش میکند ابتدا دلایل بروز چنین وضعی را توضیح دهد و سپس راهکارهایی برای گذر از این مرحله پیشنهاد کند. شاید 4 دلیل اصلی در ایجاد دشواری انتخاب موضوع سهیم باشند:
1. برخی از پژوهشها مسأله مدار نیستند. به این معنا که موضوع مورد مطالعه نه مسأله واقعی پژوهشگر است و نه مسأله جامعهای که در آن زندگی میکند. به همین دلیل انتخاب چنین موضوعاتی انگیزه عمیقی در پژوهشگر ایجاد نمیکند و نتایج آن نیز مولد دانش جدیدی نیست. در نتیجه نه مورد استقبال جامعه خوانندگان قرار میگیرند و نه پژوهشگران دیگر انگیزهای برای استمرار کار آنان خواهند داشت.
2. برخی از رشتههای دانشگاهی پژوهشهای خود را در حلقهی کوچکی محصور میکنند و نام این حصار را «تخصصیگرایی» میگذارند. گویی فقط موضوعات مشخصی وجود دارند که میتوانند در این رشتهها مطرح شوند و هرگز نباید یگ گام به این سو یا آن سو برداشت. نتیجه چنین نگرشی تحقیقات تکراری و کم بازده خواهد بود.
3. محدودیت روششناختی عامل سوم در بروز این مشکلات است. اگر پایاننامههای دفاع شده در برخی از رشتههای دانشگاهی را بررسی کنید خواهید دید که معمولاً در استفاده از یک یا چند روش خاص افراط شده است. گویی ابزار پژوهش برای هر موضوع از قبل مشخص شده و هیچ فرصتی برای خلاقیت و بازنگری در آن وجود ندارد. در چنین مواردی حوزه مورد نظر با «فقر روششناختی» مواجه است. این فقر روششناختی مانعی مهم در راه زایندگی و پویایی یک حوزه مطالعاتی خواهد بود. چرا که ممکن است روشهای موجود و مرسوم پاسخگوی برخی از پرسشهای پژوهشی نباشند.
4. تکرارِ انتشار آثار سطحی و کممایه تعدادی از موضوعات اصیل را دچار نوعی «تورم کاذب» کرده است. به این معنا که در ابتدا موضوع اصیل و ارزشمندی مطرح شده که بسیار مورد توجه جامعه علمی قرار گرفته است. اما پس از مدتی افراط در طرح آن تأثیری معکوس و بازدارنده داشته است. چرا که این محبوبیت به سرعت توجه بسیاری را به خود جلب کرده و در نتیجه در یک دوره زمانی کوتاه آثار ضعیف و سطحی فراوانی در آن زمینه منتشر شده است. در نتیجه شتابزدگی و نگاه سطحی به این موضوع مانع پویایی و رشد آن شده و فقط انبوهی از مقالات تکراری یا مشابه بر جای گذاشته است. در نتیجه به ظاهر در آن زمینه بسیار تحقیق شده؛ اما عملاً این مطالعات نتیجه مطلوبی در پی نداشته و فقط به اصالت آن موضوع آسیب زده است. به همین دلیل کمتر محققی دیگر تمایل به طرح دوباره آن موضوع در تحقیق خود دارد، در حالی که دانستههای ما در آن زمینه هنوز محدود و مختصر است.
با توجه به این مشکلات، شاید پیشنهادهای زیر برای دانشجویانی که درصدد عبور از این مرحله هستند مفید باشد:
1. در جستجوی «پژوهشهای مسألهمدار» باشید. بر این اساس، به محیط کار و زندگی خود با نگاهی پرسشگر و دقتی بیشتر بنگرید. مثلاً اگر دانشجوی کتابداری و اطلاعرسانی هستید به کتابخانه عمومی محل زندگی خود یا کتابخانه دانشگاه مراجعه کنید و خود را در موقعیت کاربران قرار دهید. به این ترتیب آنچه در آن کتابخانه میگذرد را از منظر کاربران ببینید و به تدریج موضوعهای مسألهمدار را خواهید یافت.
2. درباره موضوع مورد نظر خود یک نقشه موضوعی ترسیم کنید. ترسیم نقشه موضوعی راهکار سادهای برای انتخاب موضوع تحقیق است. منظور از نقشه موضوعی توجه به جنبههای گوناگون یک موضوع و ارتباط آن با موضوعات مشابه است. «طوفان ذهنی» راهکار مفیدی برای ترسیم این نقشه است. کافی است در مرکز یک کاغذ سفید عنوان موضوع مورد نظر را یادداشت کنید و با خطوطی ارتباط آن را با موضوعات مرتبط نشان دهید. برای یافتن وجوه مختلف موضوع حتماً به اصطلاحنامهها مراجعه کنید. گاهی یافتن یک واژهی اعم، اخص یا همارز خود مسیر تازهای به شما نشان خواهد داد.
3. به کاربردپذیری نتایج تحقیق خود اهمیت دهید. آیا پژوهش شما میتواند با نتیجهی کاربردی و مفید همراه باشد و مشکلی از مشکلات موجود را حل کند؟ آیا گروه خاصی از کاربران یا کتابداران از نتایج تحقیق شما بهرهمند خواهند شد؟ البته کافی است تحقیق شما یک گام رو به جلو بردارد و راهکاری برای حل حداقل یک مشکل به همراه داشته باشد. چرا که نمیتوان انتظار داشت یک پایاننامه کارشناسی ارشد تحولی شگرف در یک حوزه دانشگاهی ایجاد کند. اما کاربردپذیری نتایج آن در حداقل سطحی کوچک و محدود مورد انتظار است.
4. میتوانید به وجه تازهای از موضوعات ظاهراً قدیمی بپردازید. چرا که معمولاً یافتن موضوعی که کاملاً نوین و اصیل باشد و قبلاً به آن پرداخته نشده باشد، کار دشواری است. اما هر موضوع وجوه متعددی دارد که پژوهشهای جدید میتوانند به آنها بپردازند. مثلاً اگر به حوزهی رفتار اطلاعیابی کاربران علاقهمند هستید کافی است با مراجعه به مقالات این حوزه پیشنهادهای پژوهشی در انتهای مقالات را بررسی کنید و تفاوت دیدگاهها در چگونگی پرداختن به این موضوع را بررسی کنید. آیا میتوانید جنبه تازهای در این زمینه مطرح کنید؟ این جنبه تازه میتواند مثلاً مربوط به جامعه مورد مطالعه یا منطقه جغرافیایی مورد بررسی باشد.
5. به هر یک از موضوعات پژوهشی در بافتی گستردهتر توجه کنید. منظور از «بافت» مجموعه عوامل پیدا و پنهانی است که در یک کلیت ممزوج و به هم پیوسته پدیده مورد مطالعه را در بر گرفتهاند. تقریباً هر پدیدهی مورد بررسی در پژوهشهای علوم انسانی و اجتماعی در بافتی ویژه رخ میدهد. این بافت لایههای فراوان فیزیکی، اقلیمی، جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی دارد. گاه توجه به این بافت از توجه به خود پدیده مورد مطالعه مهمتر است. چرا که فقط با نگاهی مبتنی بر این بافت امکان توصیف و تحلیل آن پدیده وجود دارد. مثلاً تعامل کاربران با یک نرمافزار کتابخانهای همواره در بافتی مشخص شکل میگیرد، اما اغلب تحقیقات در این زمینه بیشتر به عناصر و مولفههای نرمافزار توجه داشتهاند و کمتر به عوامل مبتنی بر بافت پرداختهاند.
6. در انتخاب موضوع اهمیت پیوندهای بین رشتهای را بسیار جدی بگیرید. ثمرهی پیوندهای بین رشتهای تولد موضوعهای نوین برای پژوهش است. در بسیاری از رشتهها مباحث بسیار ارزندهای وجود دارد که میتواند از زاویهای تازه در رشتهای دیگر مورد بررسی قرار گیرد. مثلاً انبوهی از مدلها و نظریهها در روانشناسی، جامعهشناسی و مدیریت وجود دارد که هر یک به تبیین بخشی از رفتارهای آدمی در محیطهای اجتماعی و سازمانی میپردازند. این مبانی نظری میتوانند در پژوهشهای کتابداری و اطلاعرسانی بسیار مفید و راهگشا باشند. البته این فقط یک وجه از وجوه پیوندهای بین رشتهای است. در مثالی دیگر میتوان به پیشرفتهای پرشتاب در دنیای رایانه و طراحی نظامهای رایانهای اشاره کرد که میتواند مبنای تحقیقات تازه در خدمات کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی باشند. بر این اساس، بسته به حوزه مورد علاقه خود مجلههای رشتههای مرتبط را مطالعه کنید. مثلاً دانشجویان کتابداری میتوانند مقالات منتشر شده در حوزههای همچون مدیریت، جامعهشناسی، روانشناسی را مطالعه کنند. با مرور این مجلات از انبوهیِ موضوعات قابل بررسی شگفتزده خواهید شد.
7. از خطر «بدیهیپنداری» و نقش بازدارنده آن در انتخاب موضوع آگاه باشید. گاه موضوعات ارزشمندی در ذهن دانشجویان شکل میگیرد که متاسفانه آنها را ساده، کم ارزش و بدیهی تلقی میکنند. در حالی که با بررسی بیشتر میتوان این ایدههای اولیه را به خوبی پرورش داد و در تحقیقات جدید به کار گرفت. پس ایدههای خلاقانه خود را جدی بگیرید.
8. از «عدم قطعیت» در مراحل نخست تحقیق نهراسید. معمولاً در شروع هر پژوهش محقق با پرسشها و ابهامات فراوانی مواجه است. اما به تدریج و پس از پیمودن هر گام از میزان این عدم قطعیت کاسته میشود. فراموش نکنید چنین وضعی کاملاً طبیعی است و نه تنها تهدیدی برای تحقیق به شمار نمیآید، بلکه فرصتی است که پژوهشگر را به تلاش و کوشش بیشتر فرا میخواند.
9. با رویکردها و روشهای جدید پژوهش آشنا شوید. شاید به کمک روشی تازه بتواند در زمینههایی که قبلاً تحقیق شده است مطالعه تازهای انجام دهید. مثلاً تا کنون در زمینه نیاز اطلاعاتی کاربران کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی پایاننامههای فراوانی نوشته شده است. به همین دلیل بعید است استاد راهنمایی تمایلی برای هدایت تحقیق در این زمینه داشته باشد. اما تقریباً تمام این مطالعات با رویکرد کمّی و معمولاً با کمک پرسشنامه انجام شده است. به همین دلیل اگر شما تحقیقی با رویکرد کیفی و با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختار یافته و عمیق در این زمینه انجام دهید تحقیق شما با یافتههای تازهای همراه خواهد بود. روشهای همچون اقدام پژوهی، قوم نگاری، موردکاوی، و نظریه پردازی دادهبنیاد میتوانند در بسیاری از تحقیقات این رشته مورد استفاده قرار گیرند.
10. به عرصههای تازه در پژوهش بیاندیشید. عرصه پژوهشی میتواند وجوه گوناگونی تاریخی یا جغرافیایی داشته باشد. مثلاً به دلیل سهولت انجام تحقیق در محیطهای دانشگاهی بسیاری از تحقیقات در زمینه کتابداری و اطلاعرسانی در دانشگاهها انجام شده است. مثلاً در تحقیقات کاربر مدار معمولاً جامعه مورد مطالعه از میان استادان یا دانشجویان انتخاب میشود. شما میتواند گامی از وضع موجود فراتر نهاده و تحقیق کاربر مدار تازهای درباره کاربران کتابخانههای روستایی انجام دهید. همچنین، از گستره و دامنه پژوهش بکاهید و بر عمق آن بیافزایید. مثلاً در یک تحقیق کاربرمدار بجای توزیع 200 پرسشنامه با 20 نفر از اعضاء جامعه مورد مطالعه مصاحبه کنید.
11. به اولویتهای پژوهشی سازمانها و موسسات مرتبط با رشته تحصیلی خود توجه کنید. معمولاً هر یک از این سازمانها بسته به وظایف و رسالتی که بر عهده دارند، فهرستی از این اولویتها را منتشر میکنند.
اگر شما نیز راهکاری برای انتخاب خلاقانه موضوعات پژوهشی می شناسید، لطفاً با افزودن دیدگاه خود در بخش نظر خواهی یادداشت حاضر را تکمیل کنید.
منصوریان، یزدان. «اهمیت خلاقیت در انتخاب موضوع پژوهش». پایگاه تحلیلی خبری لیزنا. سخن هفته شماره 28. 2 خرداد 1390
-----------------------------------------------------
اهميت پژوهش و مشكلات آن در ايران ((۱
تحقيق و پژوهش در زندگي انسان داراي نقش بسيار بااهميتي است و بدون ترديد ميتوان پيشرفتهاي بشر در طي دورانهاي مختلف تاريخ را مديون پژوهش و تحقيق دانست.
انسان موجودي تجربي است به اين معنا كه حيات او در طول تاريخ به تدريج و براساس تجربيات نسلهاي پيشين تكوين يافته و برخلاف موجودات ديگر كه هر نسلي زندگي خود را از مبدا صفر آغاز ميكند، انسانها بر بالاي تجربه نسلهاي گذشته خود تولد مييابند و علت اينكه هر نسل از افراد بشر با نسل قبل و بعدش تفاوتهاي آشكاري دارد همين مسئله است.
تفاوتهاي جزيي هر نسل با نسل ديگر، بهتدريج انباشته ميشود و تحول عظيمي را بهوجود ميآورد، بهطوري كه ما وقتيبه انسانهاي نخستين ميانديشيم درمييابيم هيچ شباهتي با انسان امروزي ندارد و زندگي آنها كاملا" با انسان كنوني متفاوت است. بنابراين حتي اگر نسلهاي متمادي بشر نسبت به نسلهاي قبلي حالت ايستايي يا سير قهقرايي داشته باشند باز در كل انسانها مسير صعودي و تكاملي ميپيمايند و هيچ نسلي از انسان نيست كه زندگي خود را از نقطه صفر همچون مردمان نخستين آغاز كند.
پس با دقت در تكوين و تكامل بشر به اين نتيجه ميرسيم كه تكامل او بر اساس دو حركت مشخص در هر نسل استوار است و اين سير تكاملي از آنجايي ناشي ميشود كه هريك از نسلهاي انساني دو وظيفه مشخص بر دوش دارد. نخست مساله دستيابي به تجربيات و انديشههاي علمي نسلهاي گذشته و ديگر مساله نوآوري و افزودن بر تجربيات قبلي انسانها، كه از آن به عنوان "پژوهش و تحقيق " ياد ميشود.
مساله نوآوري و افزودن بر علم در واقع وظيفه هر يك از نسلهاي انساني تلقي ميشود.
امروزه، دستيافتن به تجربيات و انديشههاي علمي پيشينيان، با گسترش نظامهاي تحقيقاتي در كشورهاي مختلف صورت ميگيرد و همه كشورهاي جهان بهدنبال اين هستند كه جهت دستيابي به تجربيات علمي گذشتگان روشهاي بهتري در جهت تعليم و تربيت و آموزش از طريق نظامهاي تحقيقاتي ايجاد كنند.
درباره نوآوري در علم يا همان پژوهش نكته حايز اهميت اين است كه در حال حاضر جوامعي كه ما از آنها به عنوان جوامع پيشرفته ياد ميكنيم موفقيتهاي خود را مديون تحقيقات علمي ميدانند. يعني در حقيقت پيشرفتهاي عظيم و موفقيتهاي بزرگ در سايه توجه جدي به تحقيق و پژوهش بهدست آمده است.
متاسفانه در پنج قرن گذشته، كشورهاي جهان سوم در اين رسالت عظيم بشري سهم چنداني نداشتند در حالي كه اكثر اين كشورها قبل از اين پنج قرن داراي دستاوردهاي تمدني بزرگي بودند و حتي بيشتر محققان معتقدند سرچشمه اصلي علم در شرق قرارداشت و از آنجا به غرب رفت.
به دليل عوامل مختلف كشورهاي جهان سوم طي اين مدت در توليد انديشههاي علمي شركت فعالي نداشتند و عمدتا" به جوامع "مصرفكننده" انديشههاي علمي نبديل شدند.
در حالي كه اين روند در كشورهاي صنعتي پيشرفته متفاوت است ،آنها همانگونه كه نظامهاي آموزشي جديد خود را ايجاد كرده و گسترش دادند اقدام به ايجاد نظامهاي تحقيقاتي نيز كردند كه با توجه به دستيابي به تجربيات گذشتگان روز بروز بر نوآوري و غناي خود افزودند.
همانطور كه گفته شد در كشورهاي فقير و جهان سوم تلاشهايي كه در راه ايجاد نظامهاي تحقيقاتي و پژوهشي صورت گرفته تا به حال به نتايج چندان مطلوبي منجر نشده است.
پاسخ به اين سوال كه چرا كشورهاي جهان سومي در زمينه ايجاد نظامهاي تحقيقي توفيق چنداني كسب نكردند،چندان ساده نيست. البته عوامل مختلفي مانند فقر اقتصادي، تاكارآمدي مديريت تحقيقاتي، بودجه اندك تحقيقات ،اطلاع رساني ناقص ،نداشتن مصونيت پژوهشگران، مشكلات معيشتي محققان،ارج ننهادن به دستاوردهاي پژوهشي،عدم حمايت جدي دولت و ارگانهاي دولتي و بسياري عوامل ديگر مطرح است.
*** عواملي كه سبب ناكارآيي پژوهش در جوامع توسعه نيافته است :
اين حقيقت را بايد بپذيريم كه در كشورهاي جهان سوم انديشه به اندازه كافي توليد نميشود و انديشههاي پراكندهاي هم كه بهوجود ميآيند با چرخش زندگي و ساختار جامعه پيوند برقرار نميكنند و البته ذكر اين نكته هم ضروري است كه بخش اعظم و چشمگيري از انديشههاي توليد شده در كشورهاي پيشرفته مرهون و مديون تلاش پژوهشگران و محققان كشورهاي جهان سوم است (در حالي كه خوداين كشورها از وجودشان محرومند).
در كشورهاي پيشرفته جهان، محققان بخش مهمي از وقت خود را صرف آگاهي از نتيجه تحقيقات مشابه سايرين و كسب اطلاعات مربوط ميكنند . بنابراين ، مراكز و شركتهايي كه بخواهند جايگاه خويش را در بازار فشرده رقابت جهاني حفظ كنند ، ناگزيرند ضمن اطلاع از پيشرفتهاي تكنولوژيك حاصله ، روند آن پيشرفتها را نيز در سراسر جهان پيگيري كنند . به عنوان مثال ، شركتهاي ژاپني ، اطلاعات را رگ حياتي جنگ اقتصادي دانسته و حدود ۱/۵درصد از فروش ساليانه خود رابه مسئله جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات اختصاص ميدهند در ژاپن ، مركز اطلاعات علمي و تكنولوژيك كه سازماني دولتي است ، با پرسنلي حدود ۴۰۰نفر و بودجهاي معادل ۹۰۱ميليون ين - در سال - ۱۹۸۷ همه ساله حدود ۱۱۰۰۰مجله علمي را جهت استخراج اطلاعات آن مجلات تجزيه و تحليل ميكند.
در فرانسه به تحقيقات آكادميك اهميت وپژهاي داده ميشود،طبق برآوردهاي به عمل آمده، نرخ آكادميك بودن تحقيقاتفرانسه، ۱/۲درصد بيشتر از انگلستان و آلمان،۱/۷درصد بيشتر از آمريكا و۲/۳درصد بيشتر از ژاپن بوده است در دنياي دانشگاهي ، ميدانديدها، كه به درجه مشاركت در شبكههاي تحقيقاتي بستگي دارد، توان راه يافتن سريع به اطلاعات پايه را كه توسط ردههاي مختلف فراهم آمده سنجيده و به ارزشيابي بهره گيري ازاينگونه اطلاعات مبادرت مينمايند.از اين لحاظ طيسالهاي۱۹۸۰تحقيقات در كشور فرانسه از كارآيي بسيار بالايي برخوردار گرديده، تحقيقات فرانسه در جهان كتاب و انتشارات به كشور انگلستان راه يافته و از اين طريق در جهت انتقال نتايج خود فراتر از زبان ملي گام برداشته و همكاري با محققانخارجي گسترش يافت.
* تعداد پژوهشگران
درحال حاضر، بالغ بر تعداد ۱۲۰هزار پژوهشگر در سراسر كشور فرانسه به امر پژوهش مبادرت مينمايندكه از اين ميان تعداد ۶۷هزارمحقق دولتي و تعداد ۵۵هزارمحقق غير دولتي ميباشند.درحدود %۵۰هزينههاي پژوهشي توسط دولت تامين اعتبارميگردد.
بنا به آمارهايي كه وجود دارد، تعداد محققان و پژوهشگران آمريكا نسبت به كل جمعيت آنها ۵۰هزارنفر در يك ميليون است. اما اين درصد در جامعه ايران ۸۰نفر در يك ميليون است.
* مراكز پژوهشي
درحال حاضرمسووليت رسيدگي بر امور پژوهشي كشور فرانسه برعهده وزارت آموزش و پرورش و وزارت پژوهش و فنآوري است.اين در حالياست كه
وزارتخانههاي ديگر ازجمله وزارت بهداشت، كشاورزي و اقتصاد از سازمانهاي پژوهشي خاص خود برخوردارميباشند.
گفتني است كه عمده پژوهشهاي كشور دردانشگاهها و سازمانهاي دولتي همچون مركز ملي پژوهش( (CNRSوموسسه ملي بهداشت و پژوهش فرانسه((Inserm صورت ميگيرد. علاوه براين دولت فرانسه از پژوهشهاي غيردولتي و پژوهشهايي كه درموسسات خصوصي بهويژه درحوزههاي هوانوردي، الكترونيك، شيميو داروسازي صورت ميگيرد، حمايت مينمايد.
* گسست دانشگاهها از مقوله پژوهش
يك مسئله مهم براي درمان درد كشورهاي جهان سومي اين است كه بايد توجه داشته باشيم كه دانشگاهها و مراكز علمي به عنوان مراكز تحقيقي هستند.
بنابراين دانشگاهها در صورتي به رسالت خود واقف ميشوند كه ارتباط درستي با جامعه برقرار كنند.
ارتباط بين جامعه و دانشگاههاي جهان از انقلاب صنعتي به اين طرف بيشتر شده است.
پس دانشگاهها نميتوانند نسبت به مسائل پيرامون و جامعه خود بيتفاوت باشند. اگر كشوري ميخواهد كه در امر تحقيق موفق باشد بايد بين مسائل جامعه و دانشگاه ارتباط برقرار كند.
اگر در جامعهاي مسائلي مانند تورم، دوگانگي فرهنگي، قاچاق، فقر، بيكاري، اعتياد ، خودفروشي و فحشا بيداد ميكند، اين مشكلات بايد در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي آن مورد مطالعه قرار گيرد و راهكارهاي مبارزه با آنها طراحي شود. زيرا در حقيقت مراكز دانشگاهي وتحقيقاتي كانونهاي مطالعه و طراحي علمي و تحقيقي براي مقابله با اين مسائل به شمار ميآيند.
اين برداشت انحرافي كه مسائل جاي خود را دارند و مطالعات و تحقيقات دانشگاهي بايد به دور از آنها طي طريق كنند بايد از جوامع در حال توسعه رخت بربندد.
نبايد فراموش كنيم كه طراحان سياستهاي استعماري و كشورهاي سلطهگر در جهان سعي ميكنند كه از طريق منزوي كردن دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي كشورهاي جهان سوم و ايجاد گسست بين مسائل آموزش عالي و جامعه، قشر فارغالتحصيل و روشنفكر اين كشورها را از مسائل جوامع خود بيخبر سازند.
چرا كه آنها خوب ميدانند اگر قشر محقق و تحصيلكرده با اهرمهاي چارهساز علمي وتحقيقي باجامعه شان هماهنگ بشوند نتايج مثبتي رابراي جامعه به ارمغان ميآورند.
كشورهاي سلطهگر خيلي خوب ميدانند كه پيوند دانشگاه با جامعه توان مقاومت ملتها را بالا ميبرد و اين پيوند ميتواند ريشه استعمار و استبداد را از جوامع براندازد.
اهميت پژوهش و مشكلات آن در ايران ((۲
اينك باتوجه به مطالب پيش گفته، بهتر ميتوانيم به وضعيت پژوهش و تحقيق در ايران پرداخته و روشن نماييم كه از لحاظ تحقيقاتي در چه جايگاهي قرارداريم و از چه كمبودهايي در اين خصوص رنج ميبريم. بدون ترديد تا نقاط ضعف ونقايص خويش را نشناسيم نخواهيم توانست در صدد رفع آنها برآييم.
حقيقت مطلب اين است كه ايران نيز به عنوان يك كشور جهان سومي از سيطره سياستهاي استعماري غرب در امان نبوده بلكه آسيبهاي فراوان ديده است. ما هرگز نبايد فراموش كنيم كه قدرتهاي سلطهجو ايران را به عنوان پايگاه اصلي استعمار در منطقه تلقي ميكردند و همچنين حاكميت طولاني استبداد باعث شده تا زمينه تفكر آزاد در جامعه ما خدشهدار شود.
اين حالت نه تنها شرايط مناسب براي رو آوردن به تحقيق را از بين برده بلكه انگيزه براي تحقيق را نيز، از جامعه برانداخته است.
بهطور خلاصه وجود عوامل نامناسب اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و تاريخي از توسعه تحقيقات در كشور ما جلوگيري كردهاست. بنا به اين عوامل زمينه مساعدي براي پيشبرد برنامههاي تحقيقاتي درايران وجود ندارد و بر اثر تداوم اين عوامل است كه جامعه ايراني از "كمبود شديد محقق " رنج ميبرد.
با توجه به تعداد محدودي از آثار تحقيقاتي كه هرساله در كشور ما منتشر ميشود، ميتوان ميزان بالاي اين كمبود را كاملا" حس كرد.
بنا به آمار،تعداد محقق حرفهاي در كل جمعيت كشور ما از يك صد هزارم هم تجاوز نميكند.
بايد توجه داشت با اتكا به تحقيق و انجام كارهاي تحقيقاتي است كه يك كشور ميتواند خود رادر جهان مطرح كند.
حال كه بهاهميت پژوهش و تحقيق و برخي موانع و مشكلاتي كه در امر پژوهش در ايران وجود دارد، اشاره شد بايستي به راهكارهاي رفع اين موانع و چارهسازي ها نيزاشاره داشت.
۱نخست اينكه ما با توجه به عوامل بازدارنده اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و تاريخي در ارتباط با پژوهش و پژوهشگري و آگاهي از مشكلات اساسي و بنيادين خود نبايد در برنامههاي اصلاحي خود به صورت سادهانگارانه برخورد كنيم و يا دچار خوشباوري شويم.
۲با توجه به كمبود شديد محقق در جامعه، اين ضرورت بشدت احساس ميشود كه بايد از توان محققان فعلي استفاده كاملي بشود و در چنين شرايطي، از هدر دادن توان نيروهاي محقق از طريق تكرار پژوهشها و موضوعهاي بيهوده و غيرمرتبط با نياز جامعه بپرهيزيم.
۳مسئله بعدي ضرورت هماهنگي بين رشتههاي مختلف دانشگاهي در مسايل تحقيقاتي است كه اين امرمنجر به پژوهشهاي تكميلي خواهد شد.
۴ضروري است برنامهريزيهاي آموزشي در جهت تربيت محقق در جامعه انجام شود. در اينجا ذكر اين نكته ضروري است كه در كشور ما برغم مشكلات بنياديني كه در زمينه اقتصادي و اجتماعي براي توسعه پژوهش و تحقيق وجود دارد جامعه ما از نيروهاي بالقوه و پتانسيلهاي بالايي از نظر تحقيقي برخوردار است . در صورتي كه از اين نيروها استفادههاي درست و دقيقي شود ميتوان گامهاي موثري در پيشبرد تحقيقات در كشور برداشت.
نمونههايي از اين امكانات بالقوه در زمينه تحقيقاتي ابتدا در جهاد سازندگي و بعدها در جهاد كشاورزي و نيز در زمينه نظامي در طول ۸سال دفاع مقدس و در زمينه انرژي هستهاي نمود عيني يافتهاست.
۵از ديگر پتانسيلهاي قوي تحقيقي و پژوهشي كشور، حضور گسترده محققان ايراني در خارج از كشور و در محافل تحقيقاتي جهان هست كه جذب اين محققان دور از وطن و علاقهمند به بازگشت ،به ما در پيشبرد امر تحقيق و استاندارد كردن تحقيقات ايراني با پژوهشهاي جهاني كمك زيادي ميكند.
جذب محققان چه در خارج و چه آنها كه در داخل هستند كار سادهاي نيست و بايد براي آنها جاذبههايي ايجاد كرد كه با رغبت و رضايت خاطر جذب موسسات و سازمانهاي تحقيقاتي كشور شوند.اين جاذبهها عبارتنداز:
۱ايجاد جاذبههاي انتشاراتي و تحقيقاتي. يك محقق بيش از همه انتظار دارد كه پس از زحماتي كه راه تحقيق كشيدهاست اثرش منتشر بشود و ثمره تحقيقاتش را به صورت منتشر شده ببيند.
۲ايجاد جاذبههاي اطلاعاتي براي محققان، يعني با ايجاد و گسترش بانكهاي اطلاعاتي در موسسات تحقيقاتي، امكان گردآوري وتهيه دادههاي مورد نياز پژوهشگران را فراهم كنيم.امكاناتي مانند بوجود آوردن كتابخانههاي تخصصي و مناسب و نيز ارتباط گسترده باشبكههاي اطلاعاتي ازجمله اينترنت ضروريات توسعه در امر پژوهش است.
۳رفع نيازهاي معيشتي ، بيترديد ايجاد جاذبههاي اقتصادي درجهت رفع نيازهاي معيشتي از مهمترين مولفههاي اساسي در گسترش فرهنگ پژوهشي در جامعه است . متاسفانه در كشور ما هنوز در بيشتر مراكز و موسسات تحقيقاتي حق التحقيق ،به ازاء كارهاي فكري بر اساس ساعت است نه ارزش كار. اين در حالي است كه اساسيترين مرحله تحقيق زماني است كه محقق به ظاهر به كاري اشتغال ندارد ، نشسته و فكر ميكند.
تصور كنيد نتيجه كار اينشتين در مورد تئوري نسبيت كه در ۲۴صفحه ارائه شد، چنانچه قراربود بر اساس تعداد صفحات نهايي مورد ارزشيابي قرار گيرد چند ساعت اضافه كار به اينشتين تعلق ميگرفت ؟!
پس براي ارزشيابي كار تحقيقي، زمانسنجي كار درستي نيست بلكه بايد بنا به ارزش و اهميت تحقيق، كار سنجيده شود و محقق از نظر مالي خيالش آسوده و دغدغه معيشتي و مالي نداشته باشد.
۴ايجاد جاذبههاي بينالمللي، بسياري از محققان ايراني علاقهمند هستند كه پژوهشهاي آنها در مجامع تحقيقاتي و فرهنگي بينالمللي مطرح بشود و نظرياتشان در چهار ديواري داخلي كشور محصور نماند تا امكان بحث،جدل وكنكاش بيشتري درباره آن در سطح جهاني وجودداشته باشد.
پس لازم است كه موسسات تحقيقاتي با برنامهريزيهاي صحيح نسبت به برقراري ارتباط و همكاري با سازمانهاي علمي ،آموزشي وفرهنگي مانند "يونسكو" و ساير موسسات فرهنگي در جهان اقدام كنند كه محققان كشور بتوانند در سطح بينالمللي هم تحقيقات خود را مطرح و با دنياي خارج ارتباط و تبادلنظر كنند، و نيز حضور محققان ايراني در نشستها و همايشهاي معتبر بينالمللي به سهولت امكان پذير باشد.
به طوركلي اهم مشكلات در زمينه تحقيقاتي در كشور را ميتوان به صورت زير بيان كرد:
-۱مسايل فرهنگي:
به جرات ميتوان گفت تحقيق در سطوح گوناگون كشور ما جزيي از فرهنگ نيست.
نه در حوزه سياست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه و نه در سطح عامه مردم و خواص و مديران و سياستگذاران و تصميم سازان و تصميم گيران و مجريان، فرهنگ تحقيق وجود ندارد. اين امر البته خود ناشي از دلايل متعددي است كه مهم ترين آنها عدم احساس نياز به تحقيق به دليل وجود وابستگي و انحصارات و عدم وجود رقابت از بعد كيفيت و هزينه در همه حوزهها و سطوح است.
نكته قابل توجه آنكه، علي رغم وجود مشكلات متعدد در زمينههاي گوناگون اجتماع، پرسشها و سوالهاي تحقيقاتي مورد نياز كشور هنوز بدرستي احصا و تبيين نشدهاند و با اين حال متاسفانه پژوهشهاي انجام گرفته و در حال انجام كشور بيشتر با تكيه بر فرم صورت ميپذيرد تا تكيه بر محتوا.
-۲مشكلات مالي:
از جمله سطح نازل سهم تحقيقات در توليد ناخالص ملي، سطح اندك سرمايه گذاري بخش خصوصي در فعاليتهاي تحقيقاتي و سطح نازل بهره برداري از ظرفيت هاي انساني، مالي و فيزيكي تحقيقاتي است.
-۳ضعف مديريت:
اين مشكل به صورت گسسته بودن رابطه آموزش، تحقيقات و صنعت، حاكميت قوانين دست و پاگير اداري و مالي، ناكارآيي در مديريت علمي، عدم تمركز در سياستگذاري، تمركز زدايي در اجرا، عدم توجه به اولويتها و نيازهاي تحقيقاتي، ضعف جامع نگر، ابتلا به روزمرگي، فقدان نگرش آينده نگر، فقدان نظام نظارت و ارزيابي بر روند توسعه تحقيقات در كشور و مسايلي از اين دست تجلي مييابد.
-۴ضعف ارتباطات:
كه وجه مشخصه آن نامطلوب بودن ارتباطات ميان بخش تحقيقات با اقتصاد،صنعت سياست، فرهنگ و جامعه، ضعف ارتباط با دنياي پوياي علم و فن آوري، ضعف مفرط پايگاههاي اطلاع رساني و مانند آن است.
-۵ضعف نيروي انساني:
كه در آن ميتوان به كمبود تعداد محققان، تساهل و كم كاري در ابداع و توليد دانش و تحمل نكردن مشكلات براي نيل به نتيجه تحقيق، سطح نازل دانش روز در ميان محققان و پژوهشگران، ضعف جايگاه معنوي و اجتماعي محققان و موارد مشابه اشاره كرد.
آنچه بيش از همه ضرورت آن احساس ميشود و در روزگار ما در حكم كيمياست، وجود جرياني فرهيخته، درد آشنا، آشنا به جايگاه پژوهش و معترف به ارزشمندي وجود محقق و پژوهشگر است كه از عبوديت نظريهها و آرا و ديدگاههاي مسلط غربي در حوزه پژوهش، همزمان با شناخت كامل آنها رهيده باشد و عقلانيت جاري و ساري در فرهنگ و سنن و رسوم اين ملت را به درستي بشناسد و دغدغه او حل مشكلات عديده كشور با تكيه بر توان نيروهاي بومي از طريق ارتقاي جايگاه پژوهش و پژوهشگري باشد.
تمام
منبع:http://www.edunews.ir/index.php?view&sid=5586
عدم تدبر (تحقیق و ﭘژوهش ) در آیات الهی عامل تعصب های جاهلانه:
" أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلين ". ( مومنون/68)
2- عدم تحقیق و ﭘژوهش ( تدبر، تفکر و تعقل ) از عوامل مهم نفاق:
" أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ". ( محمد/24)
3- تباهی عمل صالح در نتیجه عدم تفکر (ﭘژوهش):
" أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ َکذلِكَ
يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون ". (بقره/266)
4- عدم تذکر و عبرت آموزی از تاریخ در سایه عدم توجه و تعقل در سرگذشت پیشینیان:
" كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْباب ". (ص/29)
که در این آیه شریفه ما بین سرگذشت دو تن از انبیای الهی حضرت داوود و سلیمان بیان شده و به عبارتی ما را به تفکر در سرگذشت پیشینیان دعوت می کند تا از سیره و روش زندگی آنها درس و عبرت گرفته و مسیر زندگی خود را اصلاح نماییم.
5- نزاع و درگیری ها توسط جهالت و عدم علم و آگاهی و تعقل:
" يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ في إِبْراهيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجيلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تعْقِلُون". (آل عمران/65)
------------------------------------
ﭘژوهش زمانی حائز اهمیت است که مبنای تولید علم قرار گیرد و از این روست که در قرآن کریم نیز آیات فراوانی در اهمیت امر تحقیق می یابیم.آیات در این زمینه به چند قسم تقسیم می شوند:
1- تشویق به فراگیری علم:
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب (زمر/9).
9. پرهيز از شهرتطلبي و دنيا خواهي و تمايلات نفساني
شهرتزدگي و دنيا طلبي پژوهشگر موجب دور شدن انسان از حقيقت و سعادت ابدي ميشود. قرآن كريم نكته بسيار مهمي را گوشزد مي كند و مي فرمايد: "مَن كاَنَ يُرِيدُ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتهََا نُوَفِّ إِلَيهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَ هُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُون أُوْلَئكَ الَّذِينَ لَيْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَ بَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُون " (هود/15و16) كسانى كه زندگى دنيا و زينت آن را بخواهند، (نتيجه) اعمالشان را در همين دنيا بطور كامل به آنها مىدهيم و چيزى كم و كاست از آنها نخواهد شد. (ولى) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمى) نخواهند داشت و آنچه را در دنيا (براى غير خدا) انجام دادند، بر باد مىرود و آنچه را عمل مىكردند، باطل و بىاثر مىشود.
چيست دنيا از خدا غافل شدن / ني طلا و نقره و فرزند و زن
10. پرهيز از شتاب زدگي
از آفات بزرگ پژوهشهاي علمي، شتابزدگي و عجله بيمورد است. زيرا كمترين آفت عجله اين است كه مانع درك صحيح موضوع يا مساله ميشود به همين جهت پژوهشگران از لحاظ اخلاقي شايسته است از شتاب و عجله دوري كنند. پيامبر اعظم (ص) فرمود: از عجله بپرهيز؛ زيرا هرگاه عجله كنى نصيب و بهره خود را از دست خواهى داد. (مجموعه ورام ص 255) اميرالمومنين (ع) فرمود: لغزشهاى انسان با عجله افزايش مىيابد. (غرر الحكم حديث 9940)
11. پرهيز از دخالت دادن خواستههاي شخصي و گروهي
محقق و پژوهشگر راستين كسي است كه خود را تابع نتيجه تحقيق خود بداند نه آنكه حاصل تحقيق خود را تابع اميال خود گرداند. از همين جاست كه تفسير به راي در مورد قرآن كريم به شدت نهي شده است. يكي از معاني تفسير به رأي اين است كه شخصي بخواهد باورها و پيشفرضهاي قبلي خود را بر قرآن تحميل كند و از قرآن براي مطالب خود دليل بيابد به عبارت ديگر شخص در حقيقت نمي خواهد مراد خداوند و منظور قرآن را دريابد بلكه ميخواهد مراد و منظور خود را بوسيله قرآن به اثبات برساند.
12. پرهيز از سرقت علمي
محققِ بااخلاق هيچگاه مطالب ديگران را به اسم خود منتشر نميكند و حقوق فكري و معنوي افراد را محترم میشمارد.
13. رعايت اولويتها
از ديگر امور اخلاقي براي پژوهشگران اين است كه اولويتها و نيازهاي خود و جامعه را در نظر گرفته و به مسائل مهمتر، اساسيتر بيشتر اهميت دهند. زيرا مسئوليتها، وظايف ديني، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، و ... پژوهشگران به اندازهاي زياد است كه ديگر امكان رسيدن به مسائل غير ضروري نيست و گزراندن عمر به مسائل غير ضروري و انجام ندادن كارهاي مهم و ضروري تر باعث خسران و ضررهاي غير قابل جبران فردي و اجتماعي است. امام علي (ع) ميفرمايد: علم و دانش بيشتر از آن است كه بتواني همه آن را بياموزي و بر آن احاطه پيدا كني؛ پس بايد از هر دانشي بهترينهاي آن را برگزيني. (غرر الحكم، حديث 2198)
14. تواضع و فروتني
پيامبر اكرم (ص) فرمود: تواضع جز بزرگى بر انسان نمىافزايد پس تواضع كنيد تا خداوند شما را بلند مقام سازد. (كنزل العمال ح 5719) حضرت مسيح (ع) فرمود: به وسيله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد مىشود نه با تكبّر، همانگونه كه زراعت درزمين نرم و هموار مىرويد نه بر روى كوه.(بحارالانوار ج 2 ص 62)
15. كنار نهادن حبها و بغضها
دوستيها و دشمنيها ميتواند نگاهها را تغيير داده و انديشه ها را از مسير اصلي منحرف كند. از قديم گفتهاند: اگر بر ديده مجنون نشيني / به غير از خوبي ليلي نبيني
سعدي نيز گفته است: كسي به ديده انكار اگر نگاه كند / نشان صورت يوسف دهد به ناخوبي
وگر به چشم ارادت نگه كني در ديو / فرشته ايت نمايد به چشم كروبي
16. فهم كامل سپس نقد انديشه
يكي از مهمترين و حساسترين مسائل اخلاق پژوهش و نقد اين است كه محقق و پژوهشگرِ ناقد كه در پي درستي و نادرستي يك انديشه و نظريه است؛ نخستين و مهمترين شرط آن، اين است كه آن سخن و مطلب را به درستي فهميده باشد. زيرا نقد بدون فهم دقيق مطلب، در حقيقت نقد ذهنيات خود ناقد است نه نقد آن مطلب يا مساله. (دقت شود)
17. روحيه انتقاد پذيري
شايسته و بايسته اخلاقي است كه پژوهشگران روحيه انتقاد پذيري داشته باشند. چنانكه صادق آل محمد (ص) فرمود: محبوبترين برادرانم كسي است كه عيبهايم را برايم گوشزد كند. (بحار الانوار ج 71 ص 282)
تهیه و تنظیم : خانم سکینه مرادی 18/10/89
فوق لیسانس الهیات ، محقق و مدیر مجتمع آموزشی فرزانگان (تیزهوشان دختران) و عضو شورای تحقیقات آموزش و پرورش بابل